|
هان! تار دلم امشب راهی دگرین دارد مضراب برون از نظم میزان وزین دارد این دل که پر از غم بود از دوری آن مه روی امشب ز سر شوقش شوری شکرین دارد ای مطرب دل این ساز از نور به دستت گیر کو وجد به هر راهی حتی به حزین دارد زیبایی و شیدایی یکجا نبود در کس زیبا رخ من امّا هم آن و همین دارد شیدا گسلد پیوند زان چشم؟ ایاذالله! کو عهد بر آن نرگس تا روز پسین دارد محسن حجازی (شیدا) فروردین ۸۷ + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 0:43 توسط محسن |
مغنی از آن پرده نقشی بیار ببین تا چه گفت از درون پرده دار نغمه از جمله گوشه هاییست که در آواز های مختلف ردیف دستگاهی موسیقی ما وجود دارد و با حالت منحصر به فرد خود شناخته میشود ... قطعه ای که ملاحظه خواهید کرد سه تار نوازی است در گوشه ی نغمه در دستگاه نوا...! پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید... مطمئنم که ارزش یکبار شنیدن را داراست ...! امیدوارم مقبول واقع شود. یا حق! + نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386 6:33 توسط محسن |
سلام دوستان با عرض معذرت از اینکه مدتی نبودم...! یک تصنیف دشتی بسیار بسیار زیبا از همایون شجریان به نام "رسم عاشقی" که توسط بانو قمرالملوک وزیری اجرا شده بود و این استاد جوان آواز ایران آن را به زیبایی بازخوانی نمونده اند: رسم عاشقی آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگیست نامش زندگانی رحمتی کن کز غمت جان میسپارم بیش ازین من طاقت هجران ندارم کی نهی بر سرم پای ای پری از وفاداری شد تمام اشک من بس در غمت کرده ام زاری نو گلی زیبا بود حسن و جوانی عطر آن گل رحمتست و مهربانی نا پسندیده بود دل شکستن رشته ی الفت و یاری گسستن کی کنی ای پری ترک ستمگری می نکنی نظری آخر به چشم ژاله بارم گرچه ناز دلبران دل تازه دارد ناز هم بر دل من اندازه دارد ای تو گر ترحمی نمی کنی بر حال زارم جز دمی که بگذرد که بگذرد از چاره کارم دانمت که بر سرم گذر کنی به رحمت اما آن زمان که برکشد گیاه غم سر از مزارم یا حق... + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 23:53 توسط محسن |
" سال نو مبارک " این غزلیست که صبح روز اول فروردین حافظ ( درود خداوند بر او باد ) به من هدیه داد ..... حقا که لسان الغیب در خور ایشان است.... دلی که غیب نمای است و جام جم دارد ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد به خط و خال گدایان مده خزینه ی دل به دست شاه وشی ده که محترم دارد ریسد موسم آن کز طرب چو بلبل مست نهد به پای قدح هر که شش درم دارد ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان کدام محرم دل ره در این حرم دارد مراد دل ز که جویم چو نیست دلداری که جلوه ینظر و شیوه ی کرم دارد ز جیب خرقه ی حافظچه طرف بتوان بست که ما صمدطلبیدیم و او صنم دارد + نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386 2:33 توسط محسن |
سلام دوستان گرامي..... اين قطعه از ساخته هاي استاد فرامرز پایور هست كه در مايه ي همايون توسط من تنظیم و نواخته شده ..... اميدوارم از شنيدنش لذت ببريد.... منتظر نظراتتون هستم... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 2:47 توسط محسن |
تا تو بخاطر مني كس نگذشت در دلم مثل تو نيست در جهان تا زتو مهر بگسلم حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو با همه سعي اگر به خود ره نهي چه حاصلم كشتي من كه در ميان آب گرفت و غرق شد گر برد استخوان برد باد صبا به ساحلم سرو برفت و بوستان از نظرم به جملگي مي نرود صنوبري بيخ گرفته در دلم فكرت من كجا رسد در طلب وصال تو اين همه ياد مي كنم وز تو هنوز غافلم لشكر عشق سعديا غارت عقل مي كند تا تو دگر به خويشتن ظن نبري كه عاقلم + نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385 22:11 توسط محسن |
الهي به مستان ميخانه ات به عقل افرينان ديوانه ات الهي به انها كه در تو گم اند نهان از دل و ديده ي مردم اند تو خاكم گل از اب انگور كن سراپاي من اتش طور كن مي يي ده كه چون ريزمش در سبو برارد سبو از دل اواز هو مي يي كو مرا وارهاند زمن ر ايين و كيف و ز ما و زمن مغني نواي طرب ساز كن دلم تنگ شد مطرب اواز كن بزن هر چه ميخواهيم پا تا به سر سر مست از پا ندارد خبر مغني سحر شد خروشي برار ز خامان افسرده جوشي برار الهي به جان خراباتيان كزين تهمت هستيم وا رهان + نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385 23:18 توسط محسن |
|
| ||||||